ایجاد آشوب اقتصادی پیش از هرگونه درگیری احتمالی، یکی از قطعات پازل جنگ ترکیبی علیه جمهوری اسلامی ایران است. این راهبرد میکوشد با استفاده از ابزارهای معیشتی و روانی، ظرفیت مقاومت داخلی را پایین بیاورد تا انسجام اجتماعی پیش از هر تقابل نظامی از بین برود. بر اساس اطلاعات موجود، ۶۹۳۲۸۳۷ تحریمهای اقتصادی طی چهار دهه گذشته ابزاری ثابت در سیاست خارجی آمریکا بوده است. خروج دونالد ترامپ از توافق هستهای در سال ۲۰۱۸ و اجرای سیاست فشار حداکثری، این روند را به مرحلهای جدید منتقل کرد.
سیاست فشار حداکثری و تحریمهای چهار دهه اخیر
این فشارها دیگر فقط به محدود کردن چند فعالیت خاص ختم نمیشود، بلکه بخشهای حیاتی اقتصاد ایران مثل صادرات نفت و شبکه بانکی را هدف گرفته است. اثرات این اقدامات مستقیما روی قدرت خرید مردم و هزینههای تولید اثر گذاشته است.
طراحان جنگ ترکیبی سعی دارند شکاف میان مشکلات معیشتی و مطالبات اجتماعی را به فرصتی برای عملیات روانی تبدیل کنند. هدف آنها این است که مسائل اقتصادی را از مسیر طبیعیاش خارج کرده و به بحرانهای امنیتی تبدیل کنند.
شناخت دقیق متغیرهای اقتصادی در چنین شرایطی حیاتی است. برای مثال، بررسی مدلهای جدید مدیریت هزینه مانند آزمایش ممیزی هاب میتواند دیدگاهی کاربردی برای مدیریت بهینه منابع در زمان فشارها ارائه دهد.
راهبرد تلآویو و تبدیل معیشت به بنبست کامل
رژیم صهیونیستی همزمان با فشارهای خارجی، تمام تمرکز خود را روی تضعیف توان داخلی ایران گذاشته است. تلآویو از طریق عملیات سایبری و جنگ روانی تلاش میکند احساس ناامیدی را در جامعه گسترش دهد.
رسانههای وابسته به این جریانها تلاش میکنند تصویر اقتصاد را چنان ترسیم کنند که گویی کشور به بنبست رسیده و راهی جز آشوب باقی نمانده است.
تفاوت بنیادینی میان مطالبه اصلاحی برای بهبود وضعیت معیشتی و بهرهبرداری سیاسی از مشکلات مردم توسط عوامل خارجی وجود دارد.
این عملیات روانی هر شایعه یا خبر اقتصادی را به نشانهای از فروپاشی جلوه میدهد. هدف نهایی این است که فاصله میان مردم و ساختارهای رسمی بیشتر شود تا بازدارندگی ملی آسیب ببیند.
مقابله با این نقشهها به ترکیبی از مدیریت هوشمندانه اقتصادی و بالا بردن سواد رسانهای نیاز دارد. بهبود شرایط معیشتی و مبارزه با فساد، فضای مانور دشمنان را برای تبدیل اعتراضات صنفی به آشوبهای سازمانیافته محدود میکند.
این موضوع از نظر استراتژیک بسیار مهم است؛ چرا که فشار اقتصادی صرفاً یک ابزار مالی نیست، بلکه پیشنیازی است تا هزینههای نظامی دشمن کاهش یابد. تضعیف انسجام اجتماعی از طریق بحران معیشتی، در واقع برای کاهش توان واکنش ملی ایران در برابر تهدیدات احتمالی است.
آنچه باید بدانید
هدف اصلی از سیاست فشار حداکثری آمریکا چه بود؟
این سیاست فراتر از تغییر رفتار سیاسی بود و قصد داشت با هدف قرار دادن صادرات نفت و شبکه بانکی، فشار بر زندگی روزمره مردم را زیاد کند تا نارضایتیهای اجتماعی به بحرانهای سیاسی تبدیل شود.
نقش رژیم صهیونیستی در جنگ ترکیبی علیه ایران چیست؟
رژیم صهیونیستی میکوشد با استفاده از عملیات سایبری، خرابکاری صنعتی و جنگ روانی، حس ناامیدی و بنبست کامل را در جامعه ترویج کرده و انسجام داخلی را تضعیف کند.
تفاوت مطالبه اصلاحی با بهرهبرداری سیاسی در چیست؟
مطالبه اصلاحی یک واکنش طبیعی به مشکلات معیشتی برای بهبود وضعیت است، اما بهرهبرداری سیاسی زمانی اتفاق میافتد که عوامل خارجی این مطالبات را به سمت خشونت و تخریب زیرساختها سوق دهند.